محمد تقي جعفري

269

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

مىدادند . و يا از نوع دوم بودند كه به طور صريح به بشريت خيانت ورزيده‌اند . يكى از اسف انگيزترين مناظر بشريت همين است كه در اين گونه جريانات افرادى يا اجتماعى در پرتگاه سقوط قرار گرفته‌اند ، افراد يا گروه هايى كه قدرتهاى مثبتى در اختيار دارند ، نمىدانند كه چه دارند ، يا به جهت پليدى درونى در كنار مىايستند و افراد يا اجتماع رو به سقوط مىرود ، راد مردانى هم با تاسف و اندوه جدى آن منظره را تماشا مىكنند . مسئلهء دوم - اين پديده كه افراد زيادى چه در قلمرو دانش و بينش و چه در قلمرو ساير عظمتهاى بشرى فقط جنبهء حمالى دارند ، كاملًا روشن است . در گروه شعرا آثار فراوانى ديده مىشود كه با نظر به شخصيت علمى و رشد روحى گوينده ، به هيچ وجه معقول و منطقى احساس ن مىشود . ما از بعضى از شعرا چه در تذكره هاى گذشتگان و چه در ساير تواريخ و مشاهدات ، شخصيتهايى را مىبينيم كه از نظر روحى افراد معمولى بودند ، با اين حال حقايقى را ابراز كرده‌اند كه اگر به نسبت همان حقايق روحشان هم اوج گرفته بود ، اشخاص فوق العاده‌اى بودند كه بشريت مىتوانست از آنان بهره بردارىها نمايد . همچنين در ساير طبقات چشمگير ، گاهى آثارى ديده مىشود كه فاصلهء ميان عظمت آن اثر و ناچيزى موجوديت صاحبش ، مانند فاصلهء خود انديشهء مجرد با سلولهاى مغز مىباشد . بدين سان آنان ناقلان و وسايط حقايقى هستند كه در درونشان وجود دارد ، و به قول جلال الدين : اينان جويبارهايى هستند كه نقش واسطهء جريان آب بمزارع و نهالها و لب تشنگان را به عهده گرفته‌اند .